X
تبلیغات
رایتل
ازدواج ... خوب است یا بد؟ تغییرات در بنیان

رفتاری که فکر می کنیم! - بخاطر تربیت و تاریخ و فرهنگ یکسری چیزها ملکه ذهن افراد شده. رفتاری رو که ما در ازدواج مشاهده می کنیم عملاً از همین منظر قابل بررسی می باشد. ما ازدواج رو راهی برای جلوگیری از فحشا در جامعه و همچنین دلیل اون رو تولید مثل میپنداریم! از مرد در این ازدواجها می خواهیم که وفادار باشه و از زن می خواهیم که فرمانبردار باشه. ما تمام امکانات حرکت خارج از چهاچوب رو با کنترل و فشار از افراد دور نگه داشتیم و کلی قیافه می گیریم و اعلام می کنیم که ما ازدواجهامون بر پایه اخلاق و در خدمت کانون خانواده است!! در حالیکه اولاً میبینیم که شدیداً گرایش بسمت خارج از این پروسه وجود داره. دوماً در حالیکه امکان خیانت رو به خانواده ندیم مسلماً همه افراد انسانهای قدیس و سالمی نامیده خواهند شد ولی این مسخره است که ما این وضع رودرست و پایدار بدونیم چرا که مشخصاً دارین میبینین که از درزهای این محیط موجهای برعکسی داره نشت می کنه.ما هم مدام تلاش می کنیم برای مشخص نشدن اینکه حرف ما غلط بوده هی فشار رو بیشتر کنیم ولی نتیجه اینه که این باطن انسانی با منهدم کردن این پوسته بیرون میزنه و همه چیز رو در خودش خواهد گرفت. سوماً اینکه ما زنان رو طوری تربیت کردیم که اونها باور نمی کنن خارج از کانون خانواده امکان داره گونه دیگه ای از زندگی هم شکل بگیره که شاید همون جذابیتها رو هم داشته باشه. چون این مسئله شدیداً از سوی جامعه سرکوب میشه و مدام ازش بعنوان یک ضد ارزش یاد میشه. ولی تربیت جنسی اشتباه آقایون تحت تاثیر تاریخ و نشات گرفته از فرهنگ، که در جذب و رابطه با زنان کاملاً ضعیفه، باعث شده که زنها کم کم به سمت بیرون از این کانون جذب بشوند و در صورت دلچسب نبودن فضای داخل بخواهند یه سرکی هم به بیرون بکشند! درنتیجه متوجه بشوند که می توانند خارج از چهارچوب ازدواج باشند بدون اینکه مشکلات ازدواج رو بردوش بکشند. این مسیر شکل یافته ، دیگه نابود کردنش از سمت اخلاقیون امکان پذیر نیست و بزودی زنان نیز از سمت دیگری شروع به منسوخ کردن ماهیت ازدواج خواهند کرد.
اوج خواسته – این مورد در ارتباط با زنان و مردانیه که جسورتر و دارای باطنی نا آرامتر از دیگران هستند. این افراد در زندگی سعی می کنند که وقف نشوندو همواره تغییرات و دانسته های جدید می خواهند. اونها همش موفقیت جدیدی رو تقاضا می کنند. البته تعداد این افراد همیشه کم بوده ولی در واقع همین افراد هستند که خط مشی رو برای سایرین تعیین می کنند و رفتار اونهاست که یک حرکت رو بوجود میاره. دلیل تغییر فکتها و
رفتار در یک جامعه هم دقیقاً بخاطر تفکرات نو و جدیدیه که این افراد ارائه می دهند. این افراد هم همیشه بدنبال موفقیتهای بیشتر هستند. در دوره جدید موفقیتها به شکل متفاوت با گذشته تفسیر می شوند. دیگه مثل قبل نیست که شما یک خط تعیین کنید و بعد میزان موفقیت شما مقدار مسیری باشه که از اون خط طی کردید. در اون خط همیشه ازدواج و خانواده یک ایستگاه مهم تلقی می شد ولی اکنون دیگه با مهم شدن چیزها و خواسته های جدید ، مسیر خطی در حال نابود شدنه و مسلماً ایستگاههای اون هم ارزش قبلی خود رو از دست می ده. در نتیجه پرداختن به ازدواج از سوی این قشر الکتوئل ( هوشمند) موجود در جامعه کم کم ارزشش رو از دست می ده و در نتیجه جامعه نیز بزودی همین کار رو خواهد کرد.
برداشت جدید -از همه مهمتر اینکه این قشریاد شده بالا متوجه شده ، برخلاف اظهارات اخلاقیون، زن و مرد درسته که مکمل یکدیگر هستند ولی دلیل نمی شود که فکر کنیم آنها منطبق بر یکدیگر هستند.اونها اختلافات پایه ای با هم دارند که البته هیچکدام بر دیگری ارجعیتی ندارد ولی این اختلافات باعث می شود که در دراز مدت نتوان یک شکل منطبق بر یکدیگر ساخت.چراکه بخاطر بنیان متفاوت عملاً نحوه نگرش و خواست از یکدیگر، تفاوت فاحشی پیدا میکنه.. به عبارت ساده تر همواره افراد دنبال فردی می گردند که دارای خواسته ها و شرایط دلخواه آنها باشد.بعد از اینکه طرف را بدست آوردن، حالا می خوان با سوهان زدن به شخصیت وی اندازه های او را منطبق بر استانداردهای خود کنند! اونها می خواهند بعد از ازدواج زاویه های خارج مانده از قالب رو بتراشند و حذف کنند تا همسر دقیقاً بشه همون چیزی که می خواهند!! این یعنی دلیل اینکه ، چرا خیلی از دعواهای خانوادگی پشت کلمه عدم تفاهم قایم میشه! در گذشته بخاطر فشار از جانب یک گروه، گروه دیگری مجبور بود حرف نزنه و طبق خواسته عمل کنه. بخاطر همین فشاره که شکل فعلی ازدواجها تا به امروز حفظ شده ولی امروزه بخاطر وجود آزادیهای فردی که لحظه به لحظه داره بسمت تکمیل شدن پیش میره، شما نمی توانید در دراز مدت از فردی بخواهید که طبق استاندارد شما زندگی کند.فعلاً در ازدواجهای کنونی عموماً مرد تصمیم گیرنده است و زن اجرا کننده.در نوع پیشرفته اون هم می بینین که کم کم داره این شیرازه از هم می پاشه و صحبت از همفکری وسط اومده! مردها تحت فشار مجبور شدن حس برتری جویی و تک قطبی رو تا حدودی کاهش بدهند ولی مشکل اینه که بعد از اثبات این وضعیت اینبار صحبت از حقوق خواهد شد. چیزی که برای ازدواجهای با شیوه فعلی خیلی گرون تموم خواهد شد.
سهم از یکدیگر - باید بگم در ازدواج و در هنگام تعهد یه حس مالکیت در فرد بوجود میاد که باعث میشه همسر بعضی موارد رو که خلاف میل یا سلیقه خودشه بایکوت یا وتو کنه! بخش وسیعی از مشکلات زوجین هم از همین جا ناشی میشه.در حالیکه در ازدواجهای جدید بدلیل عدم وجود سهام قطعی فرد دیگه نمی تونه در زندگی همسر اعمال نفوذ داشته باشه و در نتیجه شخص ابداً احساس گرفتگی و عدم آزادی عمل نمیکنه. در دوران نامزدی و ابتدای آشنایی افراد نیز دقیقاً همین وضع در حال اجراست.اونها هنوز بدلیل تازگی به خودشون اجازه نمی دن که در مسائل شخصی و علایق یکدیگر دخالت کنند و در نتیجه شیرینیو گذشت خاصی رو در رفتار اونها مشاهده می کنین.اما به محض گذشت زمان و عادی شدن روابط افراد براحتی سعی در وفق دیگری با خودشون می کنن و عملاً با این دخالتها در امور فردی زندگی رو بکام دیگری زهر مار می کنن!! مشکل دیگه زوجین که من قبلاً بهش اشاره کرده بودم اینه که در ازدواجهای فعلی بصرف ایجاد تعهد دیگه شما سعی در بدست آوردن همسر نمی کنین..این تعهد مسمومی که افراد اول زندگی بهم میدن مبنی بر اینکه هرگز بهم خیانت نکنن باعث ایجاد یک اطمینان کاذب در رفتارها میشه که نتیجه ساده اون کمتر توجه کردن به همسر میباشد! چرا که فرد خیالش جمع میشه و دیگه تلاش کمتری انجام میده.در حالیکه اول ارتباط می بینین افراد برای بدست آوردن همدیگه چه بامبولهایی سر هم می کنن و چه تلاشی می کنن که همدیگه رو بدست بیارن! نتیجه اینکه در ازدواجهای نوین بدلیل یک امکان جدایی ظریف در روابط ، دیگه افراد از این موارد خاطر جمع نیستند و همواره تلاش میکنند که در حاشیه قرار نگیرند..این یعنی کنشهای عشقی و هیجانات و کشش اول ارتباطها هرگز به خاتمه نخواهد رسید.
جمـع بنــدی
پس با توجه به شرایط و اتفاقاتی که بطور عمومی در بالا ذکر کردم بخاطر تغییرات در فرهنگ انسانی ، ازدواج دارای اشکالاتی شده که این اشکالات بزودی اون رو از مسیر فعلی خارج خواهد کرد. در شرایط فعلی گونه جدیدی از ازدواج در حال شکل گیری است که در واقع یک مرحله بعد از رابطه دوستی و یک مرحله قبل از تعهد زناشویی قرار گرفته. این شکل گیری یعنی افراد تمام تلاش و عشق و وجودی را که می توانند از خود اراده دهند را، بروز می دهند ولی این بار بدون هیچ تعهدی. در ارتباطات جدید بدلیل فرد محور شدن افراد ، این نوع در حال تشکیل زناشویی ، این امکان را خواهد داد که خارج از قیود حاکم ، فرد همواره امکان این را داشته باشد تا در لحظاتی که نیازهای احساسی و جسمی اقتضا کند به سمت هم آمده و تا زمان ارضا، روحی اشخاص، زمان را برای هم باشند و پس از آن دوباره زندگی شخصی خود را فرا گرفته و بکارهای خود بپردازند.چراکه همانطور که گفتم در زندگی جدید شما نمی توانید همه هزینه خود را برای یک مورد ازدواج صرف کنید و مجبورید که برای سایر جنبه های زندگی نیز زمان صرف کنید. این زمان دیگه امروزه قادر نیست خودش رو با ازدواج وفق بده و بقول معروف بصورت اشتراکی صرف بشه. دیگه زن و مرد نمی تونند با هم به کشف زندگی بپردازند چراکه ماهیتهای جدید این امکان رو داره به آرامی مسدود می کنه. به هرحال این شکل نوینی از ازدواجه که در حال شکل گیریه و قادر شده مشکلات فعلی ازدواج رو پاسخ بده و اونها رو حذف کنه.درحالیکه خود این نوع ازدواجها هم بخاطر نو ظهور بودنش مسلماً دارای یکسری اشکالاتی هست که مخالفان معمولاً انگشت بروی اونها میگذارند ولی بمرور این اشکالات با همه گیر شدن و وفق یافتن محیط با این پدیده جدید، حل شده و شکل قابل درکی از خود بنمایش خواهد گذاشت. لازمه اینم بگم که در این مبحث من مسئله کودکان رو عنوان نکردم چرا که مسئله کودکان و تولید مثل در هزاره جدید نیز بسمت خاصی در حرکته که بزودی اون رو توضیح خواهم داد.