X
تبلیغات
رایتل
بیدار بشید.... مقصد این قطار کجاست؟

در ابتدا بسراغ وضعیت آمار میریم و قضاوت هم با شما!! ما ترازویی داریم که یک طرفش نارضایتی ازدواج، طلاق ، بی اعتمادی، پوچی، اسارت خانوادگی و رکود شخصیتی وجود داره و در طرف دیگه سعادت و زناشویی پایدار!! خود شما فکر میکنید کدوم جهت سنگینتره؟...وچرا؟؟ دلیلش تنها و تنها از بی هدفی و عدم طراحی شخصیتی افراد نشات میگیره... من واقعاً سعی کردم مسائل ایستادگی و خودمحوری رو خصوصاً برای زنان طراحی کنم ولی متاسفانه نامه هایی رو دریافت میکنم که ازم بخاطر رعایت حقوق زنان تشکر میشه!! یا فمینیستهایی که ازم حمایت می کردند!! متاسفانه مشخص شد که ما، در قشر زنان و درصد بالایی از مردان که ادعای فهمشون هم از دیوار بالا میره، فردی رو نداشتیم که متوجه شده باشه پیام چی بوده..فهمیده باشه رشد شخصیتی چیزیه که بسته به تجارب و عوامل مختلف شکل میگیره که یکیش جنس مخالفه...یکیش..فقط یکی...یکی از اونها...ونه بیشتر...و نه تمام اون...ونه بدون اون! دختران ما از نظر شخصیتی وضعیت تهوع آوری دارند.پسران ما از اونها بدتر! فقط اونها پشت ماسک خنده دار جنسیت پیشرو قایم شدن و دارن ادا در میارن! درحالیکه درونشون رو داره کرم می خوره.نسل جوان ما افراد گرسنه بی مغزی هستند که هرچی بهشون میدی می بلعن..دختر و پسر شدن یک مشت نابینا که بجز تقلید کردن کاری بلد نیست رفتارشون رو محض رضای خدا نگاه کنین...حرکات مزخرف و لحن زشت صحبت کردنشون رو ببینین.بی الگویی رو تا حدی ببینین که فقط منتظر برنامه طنز شبانه از شبکه 3 هستند تا چهارتا لغت بی معنی یاد بگیرن و فرداش توی کل ایران بپیچونن!! فقط ببینین که چند درصد پسرها ریش پروفسوری گذاشتن! آیا این همش از حق انتخاب اونهاست؟ از تهاجم فرهنگیه؟؟ آیا عقده حقارت و کمبود شخصیتی و تظاهری که شخصیت فرد رو گرفته نقشی توش نداره؟ استخر استخر پز و افاده و کلاس مهندسی از دختر و پسر این مملکت داره میریزه چون به اندازه یک ارزن توان تشخیص ندارن و تنها کاری که میتونن بکنند تظاهر برای همدیگه است...شما هیچ جای دنیا نمیبینین که از کلمه مهندس برای احترام!! به فردی استفاده کنند.ولی توی ایران همه چی شکل گندش رو گرفته..طرف مجبوره پز چهار سال درسی رو بده که خودش هیچ نقشی توش نداشته و تنها بلغور کتابها برای استاد بوده ونه پژوهش..اینجوری میشه که باید ناخودآگاه سرپوشی بروی تهی بودنش بذاره..وضعیت دخترهای ما رقت آور تر..یک گروه به اصطلاح خوبشون رو که ماتم گرفته چون اگر شوهر نکنن نمی دونن چه خاکی توی سرشون بریزن! اصلاً انگار تربیت شدن برای جوجه کشی! انتظار دارن که بهشون وفادار هم باشی و درک هم بشن!! باکلاس ترهاشون که هار میشن یه مرتبه! میرن سرکار تا مثلاً خود محور بشن! یه مدت کار میکنن بعد دچار افسردگی میشن! چون این تلاش و درامد رو اصلاً جهتی براش ندارن! دچار پوچی میشن و تهش همون مسیر اولیها رو میرن! گروه دیگه شون هم که حالم رو بهم میزنن افرادی هستند که اینبار فهم تحلیل ندارن و کورکورانه و بدون درک اصل مطلب شروع به قرقره کردن چیزی میکنن که اصلاً نمیدونن چی هست! آزادی زنان!! ارتباطشون رو با مردها قطع میکنن و تلاش میکنن که زنها هم بروی ماه قدم بگذارند!! نمی فهمم چطور افرادی که هنوز معنی اصلی آزادی زنان رو نمیدونن و حتی هنوز برای کلمه آزادی توصیفی ندارن و جالبتر اینکه با خیلی از حقوق این آزادی مخالفت تاریخی دارن، چطور حقوقشون رو شناختن که دنبالش دارن میرن؟؟! فمینستهای ایرانی تنها موجودات دنیا هستند که آزادی جنسی رو در قلمرو رابطه با شوهر و هویت زنانه رو برای خانواده می خوان!! این یعنی پیشگامان این حرکات در ایران 2 زار مکتب رو بررسی نکردن ببینن آیا واقعاً اونها این رو میگن!؟ یا نکنه دوباره استاد بازی و خودقاطی بینی ذاتی ایرانی گل کرده خواسته یه مکتب رو تصحیح کنه!!! اون طرف هم پسرها که ادعاشون میشه نوین هستند!! توی جامعه هجوم به سمت علم کامپیوتر رو نمیبینین؟؟ این خوبه ولی بنظرتون غیر طبیعی نیست؟؟ فکر نمیکنین بدلیل عدم فکتهای لازمه ناخودآگاه دارن امکان سازی میکنن برای پنهان کردن خلا داخلی و سیر کردن بدون جهت عطش دونستن؟! فکر نمیکنین دارن بایت بایت سم میخورن؟ جواب بدین این بی هدف اطلاعات بلعیدن اونها از چیه؟ این نسل به اصطلاح نو که خودش رو نسبت به سایر علوم مثل تاریخ بی تعهد میبینه چرا گیر داده علم جدید رو خودش بسازه؟ من میگم..چون افتخاری نداره...چون فکتی نداره...چون ماهیتی نداره ... و چون این علم جدید در دسترسش قرار گرفته راهی شده واسه فرار از خودش. والبته تظاهر به دانایی. ببینین این حجم عظیم جوجه دانشجوها رو که چطور خودشون رو خدایان کامپیوتر میدونن در حالیکه ما هنوز کوچکترین برنامه نوشته شده توسط ایران رو نداریم...چرا که اونها فقط استفاده میکنن..متخصص در استفاده و قرقره کردن ابزارهای دیگران هستند و به اندازه یه ارزن توان طراحی ندارن...افرادی که خدایان آوردن بهونه و دلیل برای توجیه نابودی و بدبختی خودشون هستند.بدون توانی و بدون قدرت تحلیل وبا پشتوانه پدری که اونها رو در میان تفاله ها تنها گذاشته و بالاترین سقف زندگیشون رو کرده تهیه خونه و ماشین و پول و ازدواج!! من شرط میبندم اگه به اندازه سقف وجود هر فرد از این امکانات بهشون بدی براحتی ظرف دو روز دچار افسردگی میشن..چراکه دیگه همین هدف پوچ برای تلاش کردن رو هم ندارن! اینه نسل پوچ و کودک ما که میشه با یه تلنگر دچار فروریزی شخصیتیش کرد...من تعجب می کنم که چطور این بوی گند باتلاقی که توش هستید رو حس نمیکنین؟؟ می خواهید بازهم براتون از وضعتون بنویسم یا واقعاً حتی برای یک لحظه چشم باز کردید؟!...